چگونه بخوریم تا جوان بمانیم؟

اصولا بشر برده عادت است. در طول سالیان متمادی، از زمان پیدایش بر روی کره زمین، بشر چگونه بخوریم تا جوان بمانیم؟عادتهای مضر و زیان آور فراوانی کسب کرده که باعث از دست دادن بسیاری از غرایز طبیعی او هم شده است. غرایز طبیعی انسان از ابتدا کامل و امن ترین ترازوی او برای تشخیص راه صحیح بوده است.  اما غرایز انسان که مانند یک ترازوی حساس عمل میکرده است، حالا بعد از ۶ هزار سال، بر اثر استفاده های غیر طبیعی، حساسیت خود را از دست داده و دیگر قادر به اندازه گیری دقیق نمیباشد. احتمالا این موضوع، در مورد انتخاب مواد غذائی خیلی بیشتر از غرایز دیگر میتواند حقیقت داشته باشد. حالا که انگیزه طبیعی انسان  به بیراهه رفته و حساسیت خود را برای تشخیص راه و روش سالم و طبیعی خوردن از دست داده است، لذا باید از منطق و علم کمک بگیریم، برای یاری رساندن به انگیزه در راه یافتن راه و روش خوردن طبیعی و سالم. عمل خوردن باید فقط در خدمت نیاز طبیعی بدن و رساندن مواد غذائی لازم به سلولهای بدن بوده و از خوردن به منظور لذت، معاشرت های اجتماعی، بخاطر مراعات و دنبال کردن وعده های غذائی مثل صبحانه، ناهار و شام و یا هر عادت دیگری، پرهیز گردد. اگر ما این قوانین را رعایت کنیم، امکان پرخوری وجود نخواهد داشت. پرخوری بزرگترین و رایج ترین اشتباهات بشر در نوع خوردن او میباشد. پرخوری باعث کار کشیدن زیادی از معده، روده، کبد، کلیه ها، قلب، ریه ها، غدد، و در حقیقت تمام دارائی فیزیولوژیکی بدن بوده، و میتواند هزینه و بار سنگینی بر روی سیستم اعصاب بگذارد. اینکه بدن را با یک ماشین مقایسه کنیم که باید برای بهتر کارکردن مرتب به آن بنزین داده شود، اشتباه است. اگرچه گفته شده که بدن با سوخت و ساز مواد غذائی تولید انرژی میکند، اما دلیل های زیادی، صحیح بودن این گفته را زیر سئوال میبرد. از وقتی که ما صبح از خواب برمیخیزیم تا وقتی که در شب به بستر میرویم، با یک کاهش تدریجی در انرژی خود روبرو میشویم که رابطه ای با مقدار خوردن ما هم ندارد. در حقیقت، دیده شده که برعکس هرچه زیادتر بخوریم، انرژی بیشتری از دست خواهیم داد. ما بیشترین انرژی خود را در سر میز غذا از دست میدهیم. پس برای بدست آوردن انرژی باید به حد اعتدال غذا خورد. با پرخوری، نه تنها یک بار سنگین بر روی ارگانهای بدن میگذاریم، بلکه غذاهای زیادی هضم نشده، باعث گرفتگی سیستم های بدن شده و سموم و عفونت های گوناگونی در بدن ایجاد میکند. در اینصورت بیماریهای بسیاری در بدن تولید میشود. فقط کسانی که خوش شانس تر بوده اند و با یک دستگاه گوارش قوی تر از دیگران متولد شده اند، ممکن است از خطر مبتلا شدن به بیماریها جان سالم به در ببرند. نه تنها ما باید فقط به منظور رساندن غذا به سلولهای بدن خود غذا بخوریم، بلکه باید تنها غذاهائی را بخوریم که به درد سلولهای بدن ما میخورد و درضمن مواد زیان آور هم در آنها موجود نمیباشد. مواد غذائی باید تازه، و طبیعی باشد، همانطوریکه در طبیعت یافت میشود بدون کمترین دستکاری و تغییر شکل. تمام مواد غذایی که خورد شده، پخته شده، یخ زده، کنسرو شده، بوسیله نگهدارکننده ها نگهداری شده، بوسیله مواد شیمیایی پراسس شده و به هر نوع دیگری دست کاری شده و پراسس شده باید پرهیز شود. تمام مواد غذایی خشک شده ای که بوسیله مواد شیمیایی  خشک و پراسس شده، باید پرهیز شود. شکر سفید و تمام مواد حاوی شکر سفید، آرد سفید، مواد غذایی حاوی ذرت پراسس شده، برنج سفید و تمام باصطلاح بسته بندیها و مواد غذایی که برای صبحانه درست شده باید پرهیز شود. این ۲ قانون باید رعایت شود، یکی خوردن تنها به منظور رساندن غذا به سلولهای بدن، ودیگر تنها مواد غذایی تازه و طبیعی. تمام قوانین دیگر در خوردن در مراحل فرعی از اهمیت قرار میگیرد. گرچه ما اگر قوانین فرعی  هم که کمتر حائز اهمیت است را رعایت کنیم، بیشتر میتواند مارا در راه بکار بردن همان ۲ راه مهم اصلی کمک کند. اولین قانون فرعی  مهم در خوردن این است که تنها موقعی بخوریم که گرسنه هستیم. اگر گرسنه نیستید، نخورید. نباید صرفا بخاطر اینکه مثلا موقع صبحانه و یا ناهار و شام است، انسان غذا بخورد، حتی اگر گرسنه نیست. اما باید خاطر نشان کرد که یک تفاوت عمده بین گرسنگی و اشتها وجود دارد. اشتها یک گرسنگی قلابی میباشد. اشتها نتیجه عادت های غلط و ممکن است نتیجه عوامل متفاوتی باشد، مثل رسیدن وقت وعده های متداول غذایی مثل وقت ناهار و شام، مشاهده غذا، استشمام و چشیدن غذا، ادویه و چاشنی ها، و حتی فکر کردن به غذا. در بعضی از بیماریها، بیمار از یک اشتهای دائمی و سیری ناپذیر رنج میبرد. شخص میتواند اشتها به سیگار، قهوه، چائی، تریاک، الکل، و غیره داشته باشد، اما اینها نمیتواند گرسنگی واقعی باشد، زیرا که این مواد نیاز واقعی سلولهای بدن را برآورده نمیسازند. اشتها اغلب با یک حالت غرغر کردن در معده و یا شکم، و یک احساس خالی بودن که انسان خیال میکند که شکم او از غذا خالی شده است و یا یک احساس ضعف عمومی و حتی با یک افسردگی ذهنی همراه است. این حالت های ذکر شده معمولا متعلق به یک معده معتاد به پرخوری بوده و حالتی گذرا میباشد اگر فرد تحمل کند و برای چند روز پرخوری نکند. این حالت های معده معمولا به طور موقت با خوردن تسکین میباید و فرد به اشتباه خیال میکند که بدنش به غذا نیاز داشته است. اما درحقیقت گرسنگی واقعی با این حالت های ذکر شده همراه نمیباشد. در گرسنگی واقعی، انسان در معده اش هیچ حالتی را احساس نمیکند، بلکه درست مانند تشنگی، حالت هایی در دهان و حلق انسان میباشد. گرسنگی واقعی، خودانگیخته بوده و عوامل خارجی در بوجود آمدن آن تاثیری ندارد و همراه است با آب افتادن دهان و معمولا با یک هوس آگاه برای یک غذای خاص. فرد گرسنه میتواند یک تکه نان خشک را بخورد و بسیار لذت ببرد. اما یک فرد با داشتن تنها اشتها، باید غذای خود را با ادویه و چاشنی های متفاوت بخورد تا از آن لذت ببرد. اگر ما این برنامه غذایی را بکار ببریم، چه بلائی بر سر عادات فعلی ما که خوردن صبحانه، ناهار و شام میباشد، بوجود خواهد آمد؟ البته که این عادات های غلط فراموش خواهد شد و ما به دوران قبل از پیدایش این عادات برخواهیم گشت. باید بدانیم که عادات خوردن سه وعده غذا، یک پدیده مدرن میباشد و تاریخ نشان نمیدهد که هیچ ملتی به آن عمل میکرده اند. یونانیها و رومیها در اوج قدرت خود، فقط یک وعده در روز غذا میخورده اند. در میان دلایلی که برای شروع ضعف و کم شدن قدرت آنها میآورند اینست که آنها با رسیدن به قدرت و ثروت زیاد، شروع به پرخوری کردند. هرودوتوس، تاریخ نویس یونانی مینویسد: ارتش ایران در زمان خشایارشاه که یونان را تصرف کردند، در طول سفرهای خود فقط یکبار غذا میخورده اند. قوم یهود از زمان موسی تا عیسی فقط یکبار در روز غذا میخورده اند. آنها بعضی اوقات یک ناهار از میوه ها به برنامه غذایی خود اضافه میکرده اند. در کشورهای خاور دور امروزه خیلی اعتدال در غذا خوردن را بیشتر رعایت میکنند در مقایسه با آمریکا. فرد باید فقط در شرایطی غذا بخورد که هضم غذا راحت و سریع انجام میگیرد و از چیزهایی که باعث اختلال در عمل هضم میشود پرهیز کند. برای این منظور ۲ قانون دیگر را هم باید رعایت کرد: هرگز در زمانی که درد دارید و یا تب دارید، غذا نخورید. چرا؟ برای اینکه در این ۲ حالت، اختلال در ترشحات دستگاه هاضمه بوجود میآید و در نتیجه غذا هضم نمیشود. اگر درد شدید است و درجه تب بالاست، معمولا انسان اصلا هوس غذا خوردن ندارد. اما در انسانهائی که اشتها دارند، ممکن است هنوز کمی هوس خوردن غذا موجود باشد. درصورتیکه اصولا حیوانات در صورت داشتن درد، اصلا غذا نمیخورند. اگر در موقع داشتن تب غذا بخورید، فقط میزان تب شما بالاتر میرود. بعضی از حالات روحی به هضم غذا کمک میکند، درحالیکه دیگر حالات روحی هضم غذا را مختل میسازد. مثل شخصی که در حال نشستن برای خوردن یک غذا میباشد، اما در همان لحظه ای که با لذت شروع به خوردن میکند، ناگهان برای او خبر میآورند که عزیزی را از دست داده است و یا اینکه تمام ثروتش را از دست داده است. آن شخص بطور ناگهان تمام هوس خوردن را از دست میدهد. چرا؟ برای اینکه بدن به تمام انرژی خود برای مقابله با این فاجعه روحی نیاز دارد و دیگر بدنش نمیتواند هیچگونه انرژی برای هضم غذا صرف کند. بنابراین اگر در چنین شرایطی غذا بخوریم، غذای خورده شده هضم نخواهد شد و به سمومی مختلف تبدیل شده و در بدن میماند. پس اجازه بدهید تکرار کنم: هرگز در زمانی که درد دارید، تب دارید و یا در یک حالت روحی ناراحت کننده هستید، غذا نخورید. یک قانون فرعی دیگر که باید رعایت شود این است که هرگز درست قبل و بعد از یک کار سنگین فیزیکی و یا ذهنی غذا نخورید. بعضی ها با خواندن این جمله خواهند گفت (اما من نمیتونم بدون خوردن کار کنم، من باید بخورم تا انرژی کار کردن داشته باشم( ، همین نشان میدهد که چقدر آنها در مورد خوردن سالم کم میدانند و آگاهی لازم را ندارند. اما حقیقت این است که بعد از خوردن، جریان خون با سرعت به دستگاه گوارش حرکت کرده، رگها در بخش گوارش بازتر شده که خون بتواند بیشتر به مصرف برسد، این باعث تنگ شدن رگها در بخش های دیگر بدن گردیده برای اینکه بتواند خون را بیشتر به دستگاه گوارش بفرستد. اما اگر مغز و ماهیچه ها قرار است که کار کنند، آنها هم به یک مقدار زیادی خون نیاز دارند. برای همین رگهای مغز و ماهیچه ها هم باز تر شده که مقدار بیشتری خون بتواند به کمک آنها برود، اما تمام بخشهای بدن نمیتواند در یک زمان از خون زیادی استفاده کند، اگر یک ارگان بدن، خون بیشتری بگیرد، ارگان های دیگر باید خون کمتری بگیرند. این موضوع در مورد انرژی عصبی هم صادق است. آن ارگانهایی که قرار است کار کنند، نیاز بیشتری به انرژی و نیروی عصبی دارند. اگر شخصی قرار است که کار سنگین ذهنی و یا فیزیکی انجام دهد، باعث میشود که بیشتر انرژی و نیروی عصبی او از دستگاه گوارش به بخش های مغزی و یا ماهیچه ها هجوم برده و در نتیجه دستگاه گوارش آسیب می پذیرد. این موضوع حقیقت دارد که ما  بعد از یک  خواب شب خوب، بیشتر انرژی داریم، اما نه برای اینکه دستگاه گوارش در موقع خواب شب استراحت کرده است. همچنین حقیقت ندارد که ما بعد از یک خواب خوب شب، گرسنه هستیم و باید یک صبحانه سنگین بخوریم. بنابراین در صبح نباید انرژی و نیروی عصبی و ذخیره خونی خود را به صرف هضم غذا بگماریم. ما میتوانیم ذهن و ماهیچه های خود را مجبور به حرکت کرده و باعث شویم که خون و نیروی عصبی از معده و دستگاه عصبی به کمک مغز و ماهیچه ها بیآیند، اما دستگاه گوارش نخواهد توانست به زور ذخیره خون و انرژی عصبی را از ارگانهای مغز و ماهیچه ها بگیرد تا کار هضم را انجام دهد، لذا دستگاه گوارش صدمه دیده و عمل هضم انجام نخواهد گرفت و غذای خورده شده به سموم تبدیل شده و در بدن میماند. اگر قرار است که مواد غذایی تولید انرژی کند، فقط در زمانی است که مواد غذایی هضم شده و به مصرف سلولهای بدن رسیده باشد. در شرایط نرمال، هضم غذا در معده و در روده ها به مدت ۱۰ تا ۱۶ ساعت نیاز دارد. اما اگر شخصی مشغول کار فیزیکی و ذهنی میباشد، هضم غذا به مدت زمان زیادتری نیاز دارد. بنابراین غذایی که در صبح خورده میشود، نمیتواند تولید انرژی برای همان روز را بکند، و در ضمن نیرویی که باعث هضم غذای خورده شده در صبح میشود از نیروی مغز و نیروی ماهیچه ها که برای کار لازم است میکاهد. هرکسی که به این موضوع شک دارد، میتواند برای برای چند هفته ای صبحانه را از برنامه غذایی اش حذف کند و نتیجه اش را ببینید، امتحانش مجانی است. صبحانه بهتر است بطور کلی حذف شود. اما اگر نمیتوانید صبحانه را حذف کنید، تنها یک پرتقال و یا یک گریپ فروت کافیست. ناهار باید خیلی سبک باشد. شام میتواند سنگین ترین غذای روز باشد، و باید زمانی خورده شود که شخص بعد از یک روز کاری مقدار کمی استراحت کرده باشد. در طول شب و در زمان خواب، خون از مغز و ماهیچه ها گرفته شده و همچنین نیروی عصبی از ماهیچه ها گرفته شده  و به کمک هضم غذا در دستگاه گوارش میآیند، لذا عمل هضم بدون هیچ مانعی انجام خواهد گرفت. در زمان خواب، شخص نگرانی و ناراحتی های روحی هم ندارد که باعث اختلال عمل گوارش شود. البته کسی که یک صبحانه سنگین و یک ناهار سنگین خورده باشد، بسیار ناراحت کننده خواهد بود که یک شام سنگین هم بخورد. ۳ غذای سنگین در طول روز خیلی خیلی زیاد است. اما این عادت بسیاری از مردم میباشد، بخصوص در میان کارگران و کارمندان. برای همین است که آنها خیلی زود پیر و از کار افتاده میشوند. اگر شخصی در شهرهای بزرگ در صبح و یا ظهر به رستورانها برود، کارمندان را مشاهده خواهد کرد که مشغول خوردن صبحانه و یا ناهار سنگین میباشند.  دیده شده که برای صبحانه یک لیوان بزرگ قهوه، تخم مرغ، نان تست و یا نان های سفید دیگرو فرنچ توست و یا پن کیک میخورند. وقت زیادی هم برای جویدن  صرف نمیکنند و غذا را با کمک قهوه به داخل میشورند. بعضی ها هم در عین خوردن با حالتی عصبی روزنامه صبحگاهی را هم ورق میزنند. بعد خوردن بین ۲ وعده غذا هم بسیار رایج است. خیلی وقتها ما میشنویم که همین افراد میگویند که ما که چیزی نمیخوریم. برای ناهار هم اگر رستوران موبی دیک باشد که انواع و اقسام کباب ها، برنج و قدری هم سالاد که خیال کنند مثلا دارند سالم میخورند. قانون فرعی شماره ۴- هرگز با غذا نوشیدنی نخورید. رعایت کردن این قانون بسیار مهم است، منظور از نوشیدنی آب، چایی، قهوه، کاکائو و یا نوشیدنی های دیگری که با آب مخلوط شده است. البته شیر جزو غذا محسوب میشود و نه نوشیدنی. آزمایشات در آزمایشگاه بر روی آب نشان داده که آب ۱۰ دقیقه طول میکشد که از شکم خارج شود و ترشحات معده را هم که برای هضم غذا لازم است را با خود حمل میکند و در هضم غذا اختلال بوجود میآورد. اغلب بحث میشود که نوشیدن آب در موقع غذا بدن را تحریک میکند که بیشتر تولید ترشحات معده شود. جواب این است که اولا طبیعی نیست که ما معده را برای بیشتر ترشح کردن تحریک کنیم که دیر یا زود باعث اختلال در ترشحات طبیعی معده خواهد شد. ثانیا اصلا ارزشی ندارد که معده ترشحات بیشتری داشته باشد اگر آن ترشحات بوسیله آب فورا از معده خارج شده قبل از اینکه وقت داشته باشند که به عمل هضم غذا کمک کنند.  پس آب را ۱۰ تا ۱۵ دقیقه قبل از غذا و یا لااقل ۴ ساعت بعد از غذا بنوشید. دیگر از زیان های نوشیدن هنگام غذا این است که آدم عادت میکند که غذا را نجویده غورت دهد. همانطور که گفته شد شیر غذا محسوب میشود و باید خیلی آهسته نوشیده شود  و هیچ چیز دیگر نباید در دهان با شیر قرار بگیرد. تمام غذاها باید بخوبی جویده شود، مزه شود قبل از اینکه غورت داده شود. غذایی که به این روش خورده شود برای غورت دادن نیازی به نوشیدنی ندارد. نوشیدنی های سرد، لیموناد، پانچ، چای سرد، که اغلب با غذا نوشیده میشود، اختلال در عمل هضم بوجود میآورد. سرمای این نوشیدنی ها هضم غذا را به عقب میاندازد، چرا که باید مدتی بگذرد تا این سرما به درجه گرمای بدن برسد تا بدن بتواند عمل هضم را شروع کند. وقی نوشیدنی سرد وارد معده میشود، یک حالت شوک و لرز به معده دست میدهد. بعد از اینکه از معده خارج میشود، یک حالت تب به معده دست میدهد که حالت تشنگی بیشتری را در انسان باعث میشود. بستنی هم همین حالت را بوجود میآورد. خوردن بستنی مانند اینست که یک کیسه آب یخ را روی معده قرار دهیم. نوشیدنی های داغ هم معده را ضعیف میکند. نوشیدنی های داغ قابلیت منقبض و منبسط شدن ماهیچه ها را از بین میبرد و باعث میشود که کار مکانیکی معده را که باید برای هضم غذا بکار ببرد را ضعیف کند و باعث بیماریهایی مانند پولیپ روده و یا دیگر بیماریهای بیرون زدگی قسمتی از معده شده و یبوست مزمن بوجود آورد. نوشیدنی با غذا همچنین اشتها را تحریک کرده و باعث پرخوری میگردد.  همچنین چائی و قهوه دارای سموم تحریک کننده میباشند. آنهائی که چائی خور و قهوه خور هستند، تابستانها زیاد عرق میکنند. قانون دیگر این است که غذا را کاملا جویده و با بزاق دهان مخلوط کنیم قبل از غورت دادن. هضم غذا در دهان شروع میشود و اگر ما این قانون مهم را رعایت نکنیم، نمیتوانیم یک هضم ایده آل برای غذایی که میخوریم را ضمانت کنیم. دیگر اینکه که اسید معده که برای هضم غذا ترشح میشود، مقدار زیادی بستگی به چشیدن غذا در دهان دارد. و برای چشیدن غذا و درک مزه واقعی آن، غذا باید بطور کامل جویده و با آب دهان مخلوط گردد. دیگر اینکه اگر خوب غذا جویده نشود، باعث پرخوری نیز خواهد شد. برای ترکیب صحیح مواد غذائی به لینک زیر مراجعه نمائید:

ترکیب صحیح مواد غذائی

 

 

Advertisements

Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s